X
تبلیغات
مقالات مديريت و ورزش - تعریف تعارض
مقالات آموزشي در حيطه مديريت و ورزش
 تعریف تعارض

تعريف تعارض:

در فرهنگ‌هاي لغت فارسي تعارض به معني متعرض و مزاحم يكديگر شدن، با هم مخالفت كردن و اختلاف داشتن معني شده است. واژه تعارض به صورتهاي گوناگون و مختلفي معني، تعبير و تفسير شده است. ولي تعداد زيادي از اين تعاريف داراي وجوه مشترك هستند.

تعارض بايد از ديدگاه گروههاي درگير آن، مورد توجه قرار گيرد. اين كه آيا كاملا تعارض وجود دارد يا نه، موضوعي است كه به نوع پنداشت و ادراك ما بستگي دارد. اگر هيچ‌كس از وجود تعارض اطلاعي نداشته باشد، در آن صورت در اين مورد اتفاق نظر است كه پديده‌اي به نام تعارض وجود ندارد. بنابراين موجوديت تعارض به ادراك افراد بستگي دارد. و اين يكي از وجوه مشترك تعريف‌هايي است كه از اين واژه ارائه شده است. ساير وجوه مشترك تعريف‌هاي اين واژه عبارتند از : مخالفت، تضاد، كميابي و سد يا مانع و نيز اين كه بايد دو گروه (يا بيش از دو گروه) وجود داشته باشد تا داراي تضاد هدف يا منافع باشند.

منابع (چه بصورت پول، كار، حيثيت، قدرت يا هر چيز ديگري) نامحدود نيست، و كمياب بودن آن موجب انسداد رفتار قرار مي‌شود. بنابراين دو طرف به مخالفت با يكديگر بر مي‌خيزند. زماني كه يك طرف يا يك گروه راه گروه ديگر را (در رسيدن به هدف) سد كند، پديده تعارض متجلي مي‌گردد.

«استيفن رابينز» تعارض را چنين تعريف مي‌كند : «فرآيندي كه در آن نوعي تلاش آگاهانه به وسيله شخص الف انجام مي‌گيرد تا تلاشهاي شخص ب را خنثي كند، البته از طريق سد كردن راه او، كه در نتيجه ب در مسير نيل به هدف خود مستأصل مي‌شود، يا اين كه الف بدان وسيله بر ميزان منافع خود مي‌افزايد.»

«تامپسون» هر رفتاري را كه از جانب اعضاي سازمان به منظور مخالفت با ساير اعضاء سربزند تعارض مي‌داند.

«توماس» تعارض را شرايطي مي‌داند كه در آن مسائل مورد توجه دو طرف ناسازگار و ناهماهنگ به نظر برسد.

انواع تعارض:

تعارض از جنبه‌ها و ابعاد مختلف قابل تقسيم‌بندي است. از لحاظ اينكه تعارض در چه بعدي يا سطحي قرار دارد و در چه گستره‌اي مطالعه مي‌شود، روان‌شناختي يا جامعه‌شناختي، مي‌توان آن را به انواع زير تقسيم‌ كرد:

1-   تعارض درون‌فردي

اين نوع از تعارض هنگامي به وقوع مي‌پيوندد كه خواسته‌ها انتظارات، اهداف و به طور كلي انتخابهاي انطباق‌ناپذير و ناسازگار و احكام الزام‌آور در پيش روي فرد قرار گيرد. چنانچه فرد در مورد آنچه كه از او انتظار مي‌رود مردد باشد، يا انتظارات و خواسته‌ها از كار فرد متباين باشند، يا از فرد بيش از توانش توقع انجام كار و مسئوليت باشد، تعارض درون‌فردي رخ داده است. غالبا اين نوع از تعارض بر چگونگي واكنش افراد در مقابل ساير انواع تعارض سازماني تأثير مي‌گذارد. تعارض درون‌فردي، به سبب ناكامي‌ها، دوگانگي انگيزه‌ها يا هدف‌ها، تضاد نقش، تضاد ارزش‌ها، باورها و ادراكات و غيره پديد مي‌آيد و ارتباط نزديكي با تنيدگي يا فشار رواني دارد.

2-   تعارض ميان‌فردي

تعارض ميان‌فردي مبين سيستم روابطي است ميان دو يا چند نفر كه به دنبال رسيدن به هدفهايي هستند كه معمولا تحت شرايطي كه در حال حاضر حاكم است در آن واحد قابل حصول نمي‌باشد. اين نوع تعارض به علت تفاوتهاي شخصيتي، فشارهاي ناشي از نقش، ناكامي‌ها، تفاهم‌ها و ارتباطات نارسا و غيره پديد مي‌آيد و يا ناشي از شخصي‌كردن تعارضات ميان‌گروه‌ها است.

 

3-   تعارض ميان فرد- گروه

اين نوع تعارض، هنگامي رخ مي‌دهد كه افراد براي تطابق با الزامات و هنجارهاي گروه كاري خود (يا ساير گروهها) تحت فشار قرار مي‌گيرند. مثلا، يك فرد ممكن است به خاطر تخطي از هنجارهاي گروه و ناديده انگاشتن آنها، توسط گروه كار خود تنبيه شود.

4-   تعارض ميان گروهي

اين نوع از تعارض، بيش از ساير مواردي كه ذكر شد، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و پيرامون آن مطالعه شده است. تعارض ميان گروهي، شامل سيستم روابطي است ميان دو گروه يا بيشتر از مردمي كه داراي هدفهاي ناهمسازند. تعارض بين دو گروه هنگامي پديدار مي‌آيد كه يك گروه نسبت به ساير گروه‌ها در موقعيت، وضعيت يا موضع بهتري قرار گيرد و در واقع نوعي رفتار بين‌گروه‌هاي سازماني است، هنگامي كه عده‌اي خود را متعلق به يك گروه مي‌دانند و چنين مي‌پندارند كه ساير گروه‌ها مانع رسيدن آن‌ها به هدف و مقصودشان مي‌شوند، واقع مي‌گردد.

5-   تعارض ميان‌سازماني

اين نوع كه معمولا رقابت خوانده مي‌شود شكل مطلوبي از تعارض در بسياري از كشورها مي‌باشد. تعارض ميان‌سازماني غالبا منجر به ايجاد توليد، فن‌آوري و سرويس‌هاي جديد مي‌شود و پايين‌تر آمدن قيمتها و كاربرد مؤثرتر منابع را به دنبال دارد.

|+| نوشته شده توسط حسام اشراقي در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا